تبليغاتX
عشق و خدا
یکروز مردی با خدا قرار گذاشت تا خدا به خانه او بیاید ،

 زنگ خانه به صدا درآمد مرد باخوشحالی دوید ودر راباز کرد 

دید یک فقیری دم در است واز او کمک میخواهد مرد با عصبانیت اورا رد کرد

وگفت که منتظر خدا هستم ، برای بار

دوم  بعداز مدتی زنگ خانه به صدا درآمد مرد سریع در را باز کرد

ودید که یک فقیر دیگری است با او هم به تندی

گفت که مزاهم نشو که منتظر خداهستم و در رابست

مدتی بعد برای بار سوم زنگ خانه به صدا نواخته شد مرد با

خوشحالی بطرف در دو ید وقتی در را باز کرد دید

باز یک گدای دیگر است با ناراحتی فراوان داد زد که

منتظر خداهستم مزاحم نشو ودر را بست .

آن شب از خدا خبری نشد و مرد به خواب رفت ،

در خواب دید که خدا به سراغش آمد ،

گفت : چرا نیامدی؟

خدا گفت : سه بار آمدم و در زدم اما راهم ندادی .



+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/19ساعت 19:6  توسط گم نام  | 

سوار دوچرخه ام باشم وبیاد خدا باشم

بهتر از این است

که در مسجد باشم و بیاد دوچرخه ام باشم

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/16ساعت 13:36  توسط گم نام  | 

هنگامی که لیلی رخ در نقاب خاک کشید

مجنون به قبیله وی آمد ونشان از گور او

خواست ، کسی ننمودش ،

به راه افتاد و به هر گوری که میگذشت مشتی

از خاکش میبوئید ، تا آن که خاک گوری را

بوئید و آنرا شناخت و سرود :

می خواستند گور وی را از عاشق پنهان کنند

اما بوی خوش تربتش نشان از گور او داد

وآنقدر این بیت را تکرارکرد که جان بداد و

در کنار وی به خاکش سپردند .

برگرفته از کتاب کشکول شیخ بهایی

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/17ساعت 23:18  توسط گم نام  | 

 

جای خدا حرف نزنیم

 

جای خدا فکر نکنیم

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/10/20ساعت 20:9  توسط گم نام  | 

عشق یعنی گداختن

 

عشق مرکب است

 

 برای حرکت

 

نه مقصد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/17ساعت 19:12  توسط گم نام  | 

این سوالی بود که هم برای من و شاید هم برای خیلی ها باشد .

خیلی ها که از اول محرم سیاه میپوشند بر اساس عادت این کار را میکنند .

ولی فلسفه آن را نمی دانند .

این سوال برای من وشاید برای خیلی ها بی جواب بود ، تا امروز سحر

من در حالی که خواب بودم

نا خودآگاه به اندازه ۱۰ثانیه به حالت خواب و بیدار و بعد به خواب رفتم .

دراین مدت کوتاه مطلبی به من القاع شد که که جواب سوال من و شما بود .

واما القاع :

در زمان قدیم وقتی پادشاهی می خواست وارد جایی بشود جارچیان ،

در صور میدمیدند که :

به هوش باشید به گوش باشید  پادشاه دارند تشیف فرما میشوند.

و اما بعد:

ما شیعیان با سیاه پوشیدن مان به جهان علام می کنیم که :

به هوش باشید ،به گوش باشید

حضرت امام حسین ابن علی(ع)

شاه شهیدان عالم دارند به سرزمین

 کربلا تشريف می آورند .

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 10:27  توسط گم نام  | 

اگر قرار باشد خدا برای شما ایمیل

 

بفرستدفکر می کنید چه بنویسد ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/10ساعت 4:58  توسط گم نام  | 

معلم به مجنون گفت :

 

بنویس : الله

 

مجنون نوشت : لیلا ،لیلا ، لیلا

 

دوباره

 

معلم به مجنون گفت :

 

بنویس : الله

 

مجنون نوشت : لیلا ،لیلا ، لیلا

 

معلم به مجنون گفت : 

 

دوزخ تورا باشد جایگاه

 

معلم نمیدانست که

 

نام دیگر الله هست لیلا

 

 

آری خداوند به وسعت وجودش نام دارد

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/02ساعت 14:58  توسط گم نام  | 

پیامبر خدا ( ص ) فرمودند :

 درروز قیامت خداوند از بعضی بندگانش میپرسد !

چرا وقتی در دنیا بیمار شدم ، برای عیادتم نیامدی ؟

بنده با تعجب میگوید :

ای خدای من توکه از هر نقص و دردی دور هستی

و هرگز بیمار نمی شوی !

خداوند می فرماید :

وقتی برادر و دوستت مریض شده بود ، یادت هست ؟

تواورا تنها گذاشتی و برای دیدنش نرفتی ،

 قسم به عزتم

 اگر برای دیدن او میرفتی ،

مرا آنجا می یافتی

و من خودم نیاز های تورا بر آورده میکردم .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 16:46  توسط گم نام  | 

 خیلی ها فکر میکنند سرگرمی خدا اینه

که نشسته تا بیبیند که کی خطا میکند

تااورا به سزای عمالش برسونه !

 

اما اینطور نیست بلکه واقعیت این است که

خدا منتظر این است که

بیبینه چطوری میشه بنده گانش را بخشد .

زیرا اوعاشق بندگان است .

ما عادت کردهایم وقتی خدا کمکمان میکند .

میگوئم ناز شستمانم خودامان انجام دادیم و

وقتی براثر عملکرد اشتباه مان چوب کار غلتمان را

می خوریم میگوئیم خدانخواست. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/10ساعت 13:26  توسط گم نام  |