تبليغاتX
عشق و خدا

درنذر تو به طمع بدست آوردن چیزی عملی را انجام میدهی .

مانند :

تو به خدای خود میگوی اگر فلان خانه یا ،شفای مریض و یا ...........انجام شود ،

درعوض من هم فلان کار را انجام می دهم .

ای عزیزدل بدان طمع درباره خداوند بسیار زیباست چون اوست خالق مطلق.

(بعد از برآورده شدن حاجت اداء آن برتو واجب میشود )

اما واما عهد

درعهد تو فقط وفقط وفقط برای خدا

برای رضایش ،برای روی گلش ،برای عشقش ،برای محبتش ،

برای رحمن ورحیم بودنش وبرای ....................................

آن کار را انجام می دهی بدون هیچ چشم داشتی .

زیراآنقدر عاشق خداوند رحمن هستی که محو اوئی آنقدر در او غرقی

که جز اوهیچ وهیچ نمی بینی .

زیرا انقدر گل است که حدی برای آن نیست.

اوست زیبای عالم ،اوست گل بی خار عالم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/31ساعت 1:15  توسط گم نام  | 

و بدانكه شب جمعه اوّل ماه رجب را ليلة الرَّغائب مى گويند .

و از براى آن عملى از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله وارد شده با فضيلت بسيار .

 از جمله فضيلت او آنكه گناهان بسيار بسبب او آمرزيده شود .

و آنكه هر كه اين نماز را بگذارد چون شب اوّل قبر او شود.

 حقّ تعالى بفرستد ثواب اين نماز را بسوى او ،

به نيكوتر صورتى با روى گشاده و درخشان و زبان فصيح پس با وى گويد:

 اى حبيب من بشارت باد تو را كه نجات يافتى از هر شدّت و سختى.

بنده گويد تو كيستى بخدا سوگند كه من روئى بهتر از روى تو نديدم ،

و كلامى شيرينتر از كلام تو نشنيده ام و بوئى بهتر از بوى تو نبوئيدم .

گويد من ثواب آن نمازم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال بجا آوردى ،

آمدم امشب بنزد تو تا حقّ تو را ادا كنم و مونس تنهائى تو باشم

و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود من سايه بر سر تو خواهم افكند ،

در عرصه قيامت پس خوشحال باش كه خير از تو معدوم نخواهد شد هرگز.

 وكيفيت آن چنان است كه روز پنجشنبه اوّل آن ماه را روزه ميدارى.

 چون شب جمعه داخل شود ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز مى گذارى.

 هر دو ركعت به يك سلام و در هر ركعت از آن :

يك مرتبه حمد و سه مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ و دوازده مرتبه قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ مى خوانى .

و چون فارغ شدى از نماز هفتاد مرتبه مى گوئى :

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ النَّبِىِّ الاُْمِّىِّ وَعَلى آلِهِ .

پس به سجده مى روى و هفتاد مرتبه مى گوئى :

سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوحِ .

پس سر ازسجده برميدارى وهفتاد مرتبه مى گوئى :

وَارْحَمْرَبِّ اغْفِرْ  وَتَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّكَ اَنْتَ الْعَلِىُّ الاَعْظَمُ .

پس باز به سجده مى روى و هفتاد مرتبه مى گوئى :

سُبُّوحٌ قُدّوُسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوحِ .

پس حاجت خود را مى طلبى كه انشاءالله برآورده خواهد شد .

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/04/28ساعت 5:4  توسط گم نام  | 

..

شهادت امام هادی ع


 

 

 منبع فياض نور حق

سلام خدا بر تو ای دهمین پیشوای معصوم! سلام بر درخشندگی کوکب نورانی ات که خورشید را شرمگین تابش کرد و چشمه های آفرینش را لبریز جوشش. در این روز غم بار و مصیبت زده، آتش سوگمان را مهار کن و دست مهربان و غریب نوازت را بر صفحه دل هامان بکش.

امام ابوالحسن علي النقي هادي عليه السلام ملقب به امام " هادي"، دهمين پيشواي شيعيان در نيمه ذيحجه سال 212 هجري در اطراف مدينه در محلي به نام " صريا" متولد گشت.  آن حضرت و فرزند گرامي ايشان امام حسن عليهما السلام به عسكريين شهرت يافتند، زيرا خلفاي بني عباس آنها را از سال 233 به سامرا ( عسكر) برده و تا آخر عمر پر بركتشان در آنجا، آنها را تحت نظر قرار دادند. امام هادي عليه السلام به لقبهاي ديگري مانند: نقي، عالم، فقيه، امين و طيب شهرت داشت و كنيه مبارك ايشان ابوالحسن است. از آنجا كه كنيه امام موسي كاظم و امام رضا عليهما السلام نيز ابوالحسن بود، لذا براي اجتناب از اشتباه، ابوالحسن اول به امام كاظم عليه السلام، ابوالحسن ثاني به امام رضا عليه السلام و ابوالحسن ثالث به حضرت هادي عليه السلام اختصاص يافته است.

پدر بزرگوارش امام جواد (ع) و مادرش بانوي گرامي سمانه است كه بانويی با فضيلت و با تقوا بود. امام هادي (ع) در سن 6 يا 8 سالگي يعني در سال 220 هجري، پس از شهادت امام جواد (ع) به امامت رسيد. مدت 33 ساله امامت امام هادي (ع) با خلفاي معتصم، واثق، توكل، منتصر، مستعن و معتز معاصر بود.
عظمت شخصيت امام هادي (ع) به قدري زياد است كه دوست و دشمن را به اعتراف واداشته است. قسمتي از اين اعترافات مبني بر شخصيت آن امام به لحاظ اخلاقي و بخشي ديگر ناشي از ابعاد علمي آن حضرت و شمه اي، نتيجه كراماتي است كه از آن بزرگوار صادر شده است.

ابن صباغ مالكي در كتابي موسوم به فصول المهمه خطوط واضحي از سيماي تابناك فضايل و ويژگي هاي اخلاقي امام هادي (ع) قهرمان شكست ناپذير عصر متوكل عباسي را ترسيم مي كند!

«فضل و دانش امام دهم شيعيان بر اوج قلل بلند پايه عالم بشريت نقش بسته بود و رشته هاي مشعشع آن بر اختران آسمان سر مي ساييد. نيكي ها و اخلاق پسنديده او را نمي توان در شمار عدد ذكر نمود. اما مي شود به افتخارآميزترين آنها كه موجب حيرت است بسنده كرد. او جميع صفات نيك و مفاخر معنوي را يک جا در وجود داشت. ابعاد وسيع و منبع فياض حكمت و دانش او بر لوح سرشتش ثبت شده و بدين سبب او از ناشايسته ها و آلايش ها به دور و بركنار است.»

امام هادي (ع) داراي نفس زكيه و عزمي راسخ و همتي عالي بود كه هرگز احدي از مردم را نمي توان در مقايسه با او همتا و همسان دانست.

ابن شهر آشوب از رجال حديث نقل مي كند كه او نيك سرشت ترين و پاك ترين روش را در ميان جامعه دارا بود، راستگوترين افراد جامعه محسوب مي شد، به هنگام سكوت، شكوه هيبت و تشعشع وقار، چهره او را دربرمي گرفت و چون لب به سخن مي گشود، گزيده و نغز مي گفت به طوري كه شعاع كلامش روح آدميان را سحر مي كرد.

در وجود مقدس امام هادي (ع) ويژگي هاي اخلاقي پسنديده مي درخشيد. امامت، كمال و دانش و فضيلت و سرشت و اخلاق نيك از فرازهاي اخلاقي اين امام همام است.

خداوند به قدرت بي منتها و دانش وسيع خود، گنجينه هايي از دانش خود را بر خاندان رسالت افاضه و موهبت فرموده و ايشان را به زيور دانش آراسته است، اين گنجينه ها، مجموعه اسرار علوم و معارف است كه خداوند آن را دراختيار امامان شيعه كه راهبران حقيقي بشر هستند، قرار داده است.

 

السلام عليک يا ولی الصالحين السلام عليک يا ابوالحسن علي النقي الهادي
 

imam hadi
 

مرقد مطهر پيشوای دهم- عراق/ سامراء

 

     

امام هادي (ع) كه در زمره امامان شيعه و از خاندان رسالت است، نيز از ويژگي دانشي گسترده و جامع برخوردار است، طوري كه سمبل هاي دانش و فرهنگ وي، عقول را حيران و انديشه ها را به اعجاب واداشته است.

امام دهم همچون پدران و اجداد بزرگوار خود در علم و دانش سرآمد روزگار بود. درخشش او در مدت حياتش احترامي شگفت در قلوب همگان ايجاد كرده بود. نامه آن حضرت در رد پيروان معتقد به تفويض و جبريون و اثبات عدل و حد مابين جبر و تفويض، از فرازهاي شگفت آور دوره امامت، امام هادي محسوب مي شود و بسيار مورد تعمق و توجه مي باشد.

امام هادي (ع) در اين نامه، نظريه پيروان هر دو عقيده را با منطقي ترين اصول مردود اعلام كرده و اسراري از علوم و حقايق آن را پاسخ فرموده است.

با توجه به اينكه خداوند داراي عدل و انصاف و حكمت بالغه است، پس اوست كه مي تواند هركس را بخواهد از ميان بندگان خود براي ارسال پيامش و تبليغ رسالتش و اتمام حجت بر بنده هايش برگزيند. گوشه اي ديگر از درياي بيكران دانش امام هادي (ع) در تاريخ خطيب بغدادي تجلي دارد. او به شهادت خود دانش امام را متذكر شده و در مقام اثبات آن مي گويد:

روزي يحيي بن اكثم در مجلس واثق خليفه عباسي كه جمعي از علماء و فقها حضور داشتند، سؤال كرد كه چه كسي سر حضرت آدم (ع) را هنگامي كه حج به جا آورد، تراشيد؟

تمام حضار در پاسخ آن عاجز ماندند، واثق گفت: هم اكنون من كسي كه جواب اين سؤال را بدهد حاضر  مي كنم، سپس شخصي را بدنبال حضرت هادي (ع) فرستاد و وي را به دربار خليفه دعوت كرد. امام نيز دعوت را پذيرفت و براي اظهار و بيان حقيقت به دربار واثق رفت. خليفه پرسيد: اي ابوالحسن به ما بگو چه كسي سر حضرت آدم را هنگام حج تراشيد؟ امام فرمود: اي واثق ترا به خدا سوگند مي دهم كه ما را از بيان و جواب آن معاف كني، خليفه گفت: ترا سوگند مي دهم كه جواب را بفرمايي!

امام فرمود: اكنون كه قبول نمي كني، پس مي گويم. پدرم مرا از جدم خبر داد و جدم از جدش كه رسول خدا باشد، اطلاع داد كه فرمود: براي تراشيدن سر آدم جبرئيل مأمور شد ياقوتي از بهشت آورد و به سر آدم كشيد تا موهاي سرش بريزد.

در مورد جاذبه اجتماعي و نفوذ سياسي امام هادي (ع) فقط مي توان همين را گفت كه يكي از تجليات و تشعشعات پرشكوه خداوند و تابش منبع فياض نور حق در وجود امام هادي (ع) متجلي و منعكس شده و از وجود حضرت نيز مانند آينه اي كه انوار گوناگون را در خود انعكاس مي دهد، ساطع بوده است. كسي را در عصر پيشواي دهم، توان نگاهي ممتد و حتي لحظه اي كوتاه به چهره او نبود. به محض نظر به رخسار پرفروغش آثار ضعف و سستي و ترس بر قلب ها سايه مي افكند. در كتاب هاي تاريخي آمده است كه حضور امام در هر مجلسي مورد تجليل و احترام عميق بود و خواسته و ناخواسته اطرافيان را تحت تأثير و نفوذ قرار مي داد و همنشينان وي همواره آرزوي مجالست و مراودت او را در سر داشتند.

 با آنكه متوكل بارها در صدد بود تا به بهانه قيام مسلحانه امام دهم را از ميان بردارد، ولى هيچ گاه به اين بهانه دست نيافت. با اين حال، نتوانست حيات شريف آن حضرت را كه مانع خودكامگیهاى او به عنوان محور تفكر اسلامى بود و همچون مركزى كه شيعيان بر گرد آن پروانه ‏وار می چرخيدند، تحمل كند، لذا ايشان را بنا به روايتى، در تاريخ سوم رجب سال 245هجرى به شهادت رساند.

امام دهم در حالى كه هشت سال و پنج ماه از عمر شريفشان می گذشت، به مقام امامت نايل شدند و پس از سى و سه سال به شهادت رسيدند و در سامرا دفن شدند (صلوات الله وسلامه عليه وعلى آبائه وأبنائه الطاهرين).

 

از بيانات گهربار آن حضرت است كه فرموده اند:

(الحكمة لا تنجع في الطبائع الفاسدة): حكمت در نهاد فاسد تأثير نمی كند.

 در خاتمه بايد متذكر شويم كه امام هادي (ع) اصحاب فراواني دارند كه بسياري از آنها فخر شيعه هستند و از جمله‌ آنها حضرت عبدالعظيم حسني است كه در شهر ري مدفون است. او از اعاظم روات است و حضرت هادي به او خيلي احترام مي گذاردند. او كسي است كه ايمان را خدمت حضرت هادي به اين صورت عرضه داشت:

»خدا يکي است و شبيه براي او فرض نمي شود، جسم نيست بلكه خالق جسم است. همه چيز را خلق نموده است و همه چيز به دست او است و او مالك آنها است. محمد صلي الله عليه و آله پيامبر است و او آخر پيامبران است كه پيامبري بعد از او نخواهد آمد و دين او پايان همه اديان است، اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب وصّي پيامبر است و بعد از اميرالمؤمنين، حسن و حسين و علي بن حسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد و حسن بن علي و بعد از او فرزندش كه غايب مي شود و روزي ظاهر مي شود و جهان را انبوه از عدل مي كند بعد از آنكه ظلم انبوه باشد.« عبدالعظيم گفت: »اقرار دارم و مي گويم دوست شما دوست خدا و دشمن شما دشمن خدا است. اطاعت شما اطاعت خدا و مخالفت شما مخالفت خدا است. به معراج و سؤال در قبر و بهشت و جهنم و صراط و ميزان اعتقاد دارم و همه آنها حق است و مي دانم كه قيامت آمدني است. و بر واجبات الهي كه نماز، روزه، زكات، حج، جهاد، امر به معروف و نهي از منكر است اقرار دارم.« حضرت فرمودند: »اي ابوالقاسم اين دين پسنديده است، خداوند را بر آن ثابت بدارد.«

عبدالعظيم رحمه الله دين اعتقادي را عرضه داشت زيرا تنها اعتقاد نمي تواند موجب نجات باشد. ديني موجب نجات است كه توأم با عمل باشد. از اين جهت حضرت هادي (ع) ايمان را چنين فرموده اند. ابودعامه مي گويد: به عيادت حضرت هادي رفتم آن بزرگوار فرمودند: چون به عيادت من آمدي بر من حقي پيدا كرده اي، براي اداي حقت روايتي از پدرم كه از پدرانش و از اميرالمؤمنين و او از رسول اكرم عليه السلام نقل كرده است مي گويم:

قال رسول الله الايمان ما وقّدته القلوب وصدقته الاعمال.

ايمان چيزي است كه در دل جايگزين شده است و اعمال، گفتار و كردار آن را تصديق مي كند.

از اين جهت در قرآن شريف و روايات اهل بيت فراوان ديده مي شود كه از افرادي كه مرد عمل نيستند سلب ايمان شده است.

 

 
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/27ساعت 4:59  توسط گم نام  | 

حضرت امام محمد باقر علیه‌السلام پنجمین امام شیعیان است که در سال 57 هجری قمری در مدینه متولد شد. پدر بزرگوارش امام سجاد (ع) و مادر والامقامش ام عبدلله است.
وی اولین شخصی است که نسب پدر و مادرش به حضرت فاطمه سلام لله علیها  می رسد.

پشوایی امام باقر علیه السلام از صدر اسلام روشن و مسلم بود ونص بر امامت آن امام همراه با تعاریف رسول خدا، فراوان به ما رسیده است.
از آن امام مجزات و کرامات بسیار و نیز امورغریبه فراوانی در کتب معتبر ثبت شده و جن و ملائکه و حتّی جبرئیل خدمت او می‌رسیده‌اند.

مکارم اخلاق امام، زبانزد خاص و عام است وعلوم و معارف فراوانی از وجود او سرچشمه گرفته . وی همچنین توجه خاصّی به عبادت و ذکر و مناجات داشته است.
در زمان این امام، عده‌ای متمایل به رهبانیت و ترک دنیا بودند که با مخالفت امام مواجه می‌شدند.

 

img/daneshnameh_up/8/89/imam_baqer_01.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/25ساعت 5:40  توسط گم نام  | 

مژده ای عزیزان دلم که ماه رجب آمد

 ماه عشق بازی خداوند رحمن با بنده

مردم زمان جاهليت به رجب حرمت مى نهادند

و آنگاه كه اسلام درخشيدن گرفت، بر حرمت آن افزود.

پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد:

رجب، «شهرالله الأصمّ» است، و بدان سبب آن را «اصمّ» ناميدند كه :

هيچ ماهى به پايه عظمت آن نمى رسد.

بدانيد كه رجب، ماه خدا و شعبان، ماه من و رمضان، ماه امت من است .

پس هركس يك روز از رجب را روزه بدارد،

مستحقّ رضوان الهى گردد و روزه اش غضب الهى را خاموش

كند و خداوند درى از درهاى جهنّم را بر او ببندد.

 اگر كسى به اندازه تمام زمين طلا انفاق كند، برتر از روزه يك روز آن نخواهد بود...

 هرگاه شب شود، دعايش مستجاب خواهد بود:

 يا در دنيابه او عطا خواهد شد و يا براى آخرت او ذخيره مى شود...

 

 

امام كاظم(عليه السلام) مى فرمايد:

رجب، نام نهرى در بهشت است كه از شير سفيدتر و از عسل شيرين تر است.

 بنابراين هركس يك روز از ماه رجب را روزه بدارد، خداوند از آن نهر به او خواهد نوشاند.

همچنين آن حضرت در روايت ديگرى مى فرمايد:

 رجب، ماه عظيمى است كه خداوند،

اعمال نيك را در آن چند برابر مى فرمايدو گناهان را در آن محو مى كند.

پس هركس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد، به اندازه مسير يك سال از جهنّم دور

 و هركس سه روز از آن ماه را روزه بدارد، بهشت بر او واجب مى شود.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/25ساعت 4:45  توسط گم نام  | 

پدر ( رحمن ) است

به همین دلیل وقتی اولادش کار بدی میکند اورا تنبیه میکند .

یک سوال :

آیا از اولاد خود نفرت دارد که او را تنبیه میکند یا نه ازروی عشق است ؟

مسلما" نه،  چون اگر چنین بود،

 آن زمان که در خواب فرزندش از سرما به دور خود می پیچید ،

همین پدر پتو را به آرامی بروی بچه اش نمیکشد .

 این نشان از چیست جز عشق ؟

و اما مادر ( رحیم ) است .

 زیرا اولادش هر آن چه مادر را اذیت میکند .

ولی او حاضر نمی شود بچه اش را نفرین کند.

 حتی حاضر نیست که یک خار به پای فرزندش برود .

پدر برای فرزند دلش میسوزد و مادر برای او جگرش میسوزد .

حال یک سوال :

 مهربانی پدر ومادر بیشتر است یا مهربانی خداوند رحمن ؟

قطعا" مهربانی ورحمن یت ورحیم بودن خداوند سبحان  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/20ساعت 23:33  توسط گم نام  | 

چندی پیش با یکی از دوستانم داشتم صحبت میکردم مطلبی راگفت:

 که با کمی تغییر(چون تازه وارد وادی عشق شده و یکمی خام است)

 برای شما بیان میکنم :

روزی کودکی در عالم رحم (عالم دوم ) به خداوند رحمن گفت :

خداوندا آیا مرا که بسیار ضعیف و عاجزم ،

بی کس و تنها به دنیای که پراز ناملایمات است رها می کنی ؟

خداوند سبحان فرمود :

(ای بنده من برای تو فرشته نگهبانی را برای تو قرار دادم،

 که در هنگام گرسنگی از شیره جان خودش به تو میخوراند

 ودر هنگام ترس و غمگینی غمخوار و  پشتیبان توست

و در هنگام شادی یار و یاور توست .)

کودک میپرسد که خداوندا نام آن فرشته چیست؟

خداوند رحمن می فرماید :

 ( نام آن فرشته نگهبان مادر است .)  

 

   

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/15ساعت 0:4  توسط گم نام  | 

روز زن برتمام زنان دو عالم مبارک باد

بسم الله الرحمن الرحیم

انا اعطینک الکوثر (۱)   فصل لربک و انحر (۲)    ان شانئک هو الابتر (۳)

صدق الله العلی العظیم

این هدیه بزرگ به تمام زنان دو عالم

ازطرف بنده ناچیز خداوند رحمن امیرحسین

در اعظمت زن همین بس که:

 خدا وند رحمن زن را از قسمت معشوق خود آفرید

 

این توی که از آن بالا (آسمان عشق) به مرد نگاه محبت آمیز میکنی

ای حوض کوثر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/13ساعت 12:45  توسط گم نام  | 

چندی پیش مطلبی درباره طلسم عظم برای شما نوشتم .

دوستان زیادی از من خواستن که متن این دعا را بنویسم .

خوب چشم

بسم الله الرحمن الرحیم

الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر، الله اکبر ،الله اکبر

الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر

الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر

الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر

الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر

الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر

الله اکبر ،الله اکبر

بسم الله الرحمن الرحیم . بسم الله الرحمن الرحیم . بسم الله الرحمن الرحیم .

 بسم الله الرحمن الرحیم . بسم الله الرحمن الرحیم . بسم الله الرحمن الرحیم .

بسم الله الرحمن الرحیم . بسم الله الرحمن الرحیم . بسم الله الرحمن الرحیم .

 بسم الله الرحمن الرحیم .

 

 بسم الله الرحمن الرحیم .

الله لا اله الا هو الحی القیوم لا تاء خذه سنة و لا نوم له ما فی السماوات

 و ما فی الارض من ذا الذی یشفع عنده الا باء ذنه یعلم مابین ایدیهم و ما

خلفهم و لا یحیطون بشی من علمه الا بما شاء وسع کرسیه السماوات و

الارض و لا یوده حفظهما وهو العلی العظیم.(۲۵۵)

لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی فمن یکفر با لطغوت ویومن بالله

فقد استمسک بالعروة الوثقی لاانفصام لها و الله سمیع علیم.(۲۵۶)

الله ولی الذین کفروا اولیا وهم الطغوت یخرجو نهم من النور الی الظلمت

اولئک اصحب النار هم فیها خلدون(۲۵۷)

بسم الله الرحمن الرحیم .

قل هو الله احد(۱)الله الصمد(۲)لم یلد ولم یولد(۳)

ولم یکن له ، کفوا" احد(۴)

بسم الله الرحمن الرحیم .

قل اعوذ برب الفلق(۱)من شرماخلق(۲)ومن شر غاسق اذاوقب(۳)

ومن شرالنفثت فی العقد(۴)ومن شرحاسد"اذاحسد(۵)

بسم الله الرحمن الرحیم .

قل اعوذ برب الناس(۱)ملک الناس(۲)اله الناس(۳)من شر الوسواس الخناس(۴)

الذی یوسوس فی صدورالناس(۵)من الجنة و الناس(۶)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/12ساعت 12:10  توسط گم نام  | 

ای عزیز دل اگر در آینه خود را نگاه کنی حتما او را خواهی دید .

مگر نه اینکه خودش فرموده:

 ( من از رگ گردن به شما نزدیک ترم )

خوب رگ گردن در کجای شماست ؟

در و جو دتان ،

پس خوب در آینه نگاه کن و خدارا به زیبایی ببین .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/04ساعت 23:13  توسط گم نام  | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/04ساعت 5:40  توسط گم نام  | 

چطور می شود همدیگر را دوست داشت ؟

درباره این مطلب فعلا" حرفی نمیزنم تا ببینم شما عزیزان چه میگو ئید؟

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/03ساعت 15:12  توسط گم نام  | 

وقتی خداوند یکی از عزیزان ما را به پیش خود میبرد چه اتفاقی می افتد ؟

ای عزیز دلم این بزرگترین محبت الله است.

زیرا بطور مستقیم باما صحبت میکند .

او میفرماید:(ای بنده من خوب ببین و گوش کن که تو نیز اینگونه مریض می شوی

ودر بستر بیماری می افتی ، بعد هم در بستر مرگ

 و بعد درغسال خانه تورا اینگونه غسل میدهند و اینگونه کفنت می کنند

و اینگونه تورا درقبر میکنند وسنگ لهد برروی تو می گذارند .)

حال ما چه میکنیم بجای گوش کردن، فقط گریه میکنیم .

و هیچ گونه عبرتی نمیگیریم . 

 

 

این ظاهر قضیه است . اما باطن آن !

 

 

فقط نور است و نور است و نور

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/03ساعت 14:45  توسط گم نام  | 

نگاه من به زن  این گونه است.

 

 

یک بنده خداوند رحمن ، بنده ای که نشان از الله دارد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/02ساعت 5:35  توسط گم نام  | 
 

در روز قیامت خداوند یک نمودار

از زندگی بنده برایش رسم میکند .

 

 

بنده وقتی نمودار را میبیند لب به شکوه میگشاید :

 

این جاپای منه و این هم جاپای پدرم پس تو کجای ؟

 

خداوند رحمن میفرماید: خیر این جاپای من است.

 

بنده وقتی به نمودار نگاه میکند وبه بلندای نمودار میرسد،

 

 میبیند که یکی از جاپا ها گم شد ،

 

باز لب به شکوه بازمیکند که

 

 این جاپای من حالا جاپای تو کو ؟

 

 خداوند میفرماید: عزیز دلم این جاپای من است ،

 

بنده مگوید: پس من کجام ؟

 

خداوند میفرماید: در بغل من بودی ،

 

 وگرنه تو کی میتوانستی  این مشکلاتت راطی کنی ؟

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/01ساعت 16:58  توسط گم نام  | 

امام محمد باقر علیه السلام میفرمایند:

حق تعالی ملکی را امر دهدکه،

 در هر شب جمعه از اول تا آخر شب ندا سر دهد:

آیا بنده مومنی هست که پیش ازطلوع صبح ،

برای آخرت ودنیای خود مرا بخواندومن اورا اجابت کنم.

آیا بنده مومنی هست که پیش ازطلوع صبح ،

از گناه خود توبه کند ومن اورا اجابت کنم.

آیا بنده مومنی هست که پیش ازطلوع صبح ،

از من بخواهد که روزی آن رازیاد کنم ومن اورا اجابت کنم.

آیا بنده مومنی هست که پیش ازطلوع صبح ،

ازبیماری خود شفا خواهد ومن اورا اجابت کنم.

آیا بنده مومنی هست که پیش ازطلوع صبح ،

ازغم زندان رهاییش راازمن خواهد ومن اورا اجابت کنم.

آیا بنده مومنی هست که پیش ازطلوع صبح ،

از ظلم ،ظالم به من شکایت کند

تا برای او انتقام کشم وحقش را بگیرم ومن اورا اجابت کنم.

آیا بنده مومنی هست که پیش ازطلوع صبح ،

زمانی که مستحق عذاب است

درخواست عفو ازمن کندومن اورا اجابت کنم.

وپیوسته این ندا را تا طلوع صبح سر میدهد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/01ساعت 4:25  توسط گم نام  | 

وقتی عاقل در دریای عشق می افتد

شنا کنان خود را به ساحل نجات میرساند

ولی عاشق شنا که نمی کند

بلکه خودرا در دریای عشق غرق میکند و محو

در دریای عشق میشود .

ای عزیز دلم دنیا وآخرت برپایه عشق استوار است

زیرا هیچ عاقلی در تاریخ جاودانه نشد

ولی تمام عا شقان عالم جودانه وپایدار ماندند.

از عشاق ریز

 ( شیرین وفرهاد ، لیلی و مجنون ، رمئو و ژولیت )

و عشاق بزرگ

 ( پیامبران خداوند و معصومین (ع) )

و گل سرسبد عشاق امام حسین (ع)

 

  

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/01ساعت 3:0  توسط گم نام  |