تبليغاتX
عشق و خدا

اینکه خداوند رحمان اسرار خود را به بنده ای بیاموزد

وبعد دهان اورا به بندد،کاملا بی معنی است.

خداوند رحمان هرکاری را که انجام می دهد براساس حکمت است .

بندگان عموما" دونوع هستند:

 یکی آن دسته که به دنبال کسب معلومات دین می روند .

و دیگری آن دسته که زحمت این کار را به خود نمی دهند .

چون خداوند رحمان هیچ بنده ای را به حال خود نمی نهد ،

بنا براین به بنده ای اسرار خود را می آموزد

تا او به دیگران گوش زد کند .

امااکثر مردم غافلند (هم  الغافلون)

و این غفلت مردم است که دهان بدگان خاص خداوند را میبندد

 و نمونه بارز آن علی (ع)است که

غفلت مردم آن بزرگوار را مجبور کرد که برسر چاه برود و با چاه سخن گوید .  

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/28ساعت 12:3  توسط گم نام  | 

((ای داود به بندگانم بگو بعد از گناه بزرگ ،

آن گناه بزرگتر را انجام ندهند که آن را نمی بخشم .))

داود گفت :بارالهی آن گناه بزرگتر چیست ؟

((ای داود آن گناه بزرگتر ،

ناامیدی از رحمت وبخشندگی من است .)) 

پس بیائیم باخود عهد کنیم که،

 خداوند سبحان را خشمگین نکنیم .

و نگوئیم که:

شاید خدا مرا بخشد یا خدا مرا نمی بخشد ،

یا آیا امکان دارد که خدا مرا بخشد .

بلکه باید وباید بگوئیم :

که خدا وند رحمان حتما" مرا خواهد بخشید . 

 

 

   

 

 از امروز چون می خواهیم بنده روسیاه خدا نباشیم .

پس از رحمتش ناامید نیستیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/16ساعت 3:57  توسط گم نام  | 

کاشکی دشت شقایق می شدم 

سرخ پوش داغ صادق می شدم

 تابنوشم از زلال زخم او  

ریشه در خون چون شقایق می شدم

می نشستم در بقیع پهلوی اشک 

   خیس غربت مثل سابق می شدم

        گریه هق هق نمی آمد اگر      

  از غمش آیینه دق می شدم

      کاشکی من جای آن یاس سپید  

       صید پاییز منافق می شدم

         فصل رستا خیز داغ صادق است  

     داغ او را کاش لایق می شدم

       (شعر از دوست عزیزم رضا اسماعیلی ) 

 

  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/15ساعت 5:51  توسط گم نام  | 

هرآنچه برخود می پسندی

بردیگران هم بپسند

 و هرآنچه برخود نمی پسندی

 بردیگران هم مپسند

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/14ساعت 13:30  توسط گم نام  | 

سلام خدا جون

 چقدر تو بزرگی و صبوری و چقدر بخشنده و مهربان

 آخه میدونی چرا دارم اینو میگم

چون وقتی به خودم نگاه میکنم

 و کارام رو میبینم که چه بنده بیوفای هستم

 که هر وقت به مشکل بر میخورم سوراغت میام

 وتو بامهربانی جوابم و میدی

 البته چون من خیلی عجولم ومی خوام زودی جوابم و بگیرم

 ازروی نادونی میگم پس خدایا چرا جوابمو نمیدی

 غافل ازاین که تو خوب میدونی

که وقتش کی تا به بهترین وجه جوابمو بدی

 ومیدونم که چقدر بزرگی

 که وقتی جوابمو میدی من تورو دوباره فراموش میکنم

 ولی تو منظر منی تا دوباره صدات کنم

 الاهی قربون این صبرت برم که اینقدر زیباست.

 در هرصورت ازت به خواتر همه چی ممنونم

 خدا جون خیلی خیلی دوستت دارم میدونی چرا

آخه تو گلمی و جزتو پشت و پناهی ندارم

 وانصافا" تو چه خوب تکیه گاهی هستی

 بااینکه میدونم اگه هرچی از بیوفای خودم ومهربونی تو بگم بازم کمه

 ولی دیگه سر قشنگت رو درد نمیارم وباتو خداحافظی میکنم .

بنده ای که خیلی دوستت داره......      

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/08ساعت 10:24  توسط گم نام  | 

خدمت همه دوستا ن سلام

 من اگر نبودم برای این کار دلیلی داشتم

 و آن گرفتاری بزرگی بود که به یاری خدا حل شد.

 فقط این رو بگم که

 دلم خیلی خیلی  خیلی خیلی  براتون تنگ شده بود

 دوستتون دارم خیلی زیاد 

شماگلهای وجود من هستید

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/07ساعت 11:22  توسط گم نام  |