تبليغاتX
عشق و خدا

هنگامی که لیلی رخ در نقاب خاک کشید

مجنون به قبیله وی آمد ونشان از گور او

خواست ، کسی ننمودش ،

به راه افتاد و به هر گوری که میگذشت مشتی

از خاکش میبوئید ، تا آن که خاک گوری را

بوئید و آنرا شناخت و سرود :

می خواستند گور وی را از عاشق پنهان کنند

اما بوی خوش تربتش نشان از گور او داد

وآنقدر این بیت را تکرارکرد که جان بداد و

در کنار وی به خاکش سپردند .

برگرفته از کتاب کشکول شیخ بهایی

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/17ساعت 23:18  توسط گم نام  |