تبليغاتX
عشق و خدا - عاشق واقعی

روزی مجنون به در خانه لیلی رفت و در زد،

 لیلی گفت: که کیستی؟

 مجنون گفت :من 

 لیلی گفت: غریبه ای

((من )) را نمی شناسم

 مجنون رفت و بعد از یک سال آواره گی دوباره ،

در خانه لیلی را زد 

 لیلی گفت: که کیستی ؟

 مجنون گفت :تو 

 لیلی جواب داد حالا تورا شناختم  تو مجنون منی بیا تو

آری گلم عاشق جز تو چیزی نمی بیند

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/22ساعت 10:18  توسط امیرحسین  |